خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘آقای من’

آقای من VS ارشد

آقای من VS ارشد آقای من را مدت زمانیست که همچون دختران خواستگار آمده تب ادامه تحصیل در وجودش غلیان میزند لیکن تحصیل چه؟! خود نیز نمیداند. افزارهای نرم و یا دگر تحصیلات. آقای من که هر صباح را می آغازد به ربعی مانده به ساعت شش. قدری را در مستراح به رفع و رجوع [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زنخدان آقای من

چند صباحی بود که آقای من را بر پشت دربهای فرهنگستان فی.لت.رینگ افتاده و روزها را از پله های آن گذر می نمود و شبانگاهان را پشت در فرهنگستان مذکور می خفت تا بر دل آقای فی.لت.رینگ افتد که برهاند وی را از زنخدان خویش تا به امروز که بر دلش افتاد و رهانید آقای [...]

نوشته را کامل بخوانید »

چتر آقای من

آقای من چند صباحی بود که چتر خود را به طرز زاید الوصفی گشوده بود همچنان که خود نیز در این امر متحیر ماند. صباح را شام می نمودی و حتی گوشه ای از آن را نیز کنار نمی زدندی. همچنان نیز ایام می گذراندی و به روی مبارک نیز نمی ظاورندی که هفته را [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقای من و بانو ماریام

اگر آقای من را عنوان اسطوره ای بر اسکلان عالم نام نهیم، نامی بس گزافه نبوده است. اما چرا چنین لقبی را زیبنده آقای من دیده اند!؟ آورده اند که آقای من را بانویی بود، ماریام نام. چشمانی گشوده، در آن حد که به مدد اسباب، سایه ها بر آن می افکند تا که به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقای من و قاضی شهر

آقای من پس از انجام اموری در امر پیچاندن برخی برآن شد تا بر هجرتی که پیش آمد کرده بود لبیک گوید، پس کوله بارش را ببست و بر خری سوار. قاضی شهر را اطلاع رسید که آقای من را قصد هجرت است؛ قاضی این بشنید و فریاد برآورد و داروغه را طومار به دست [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اندر هجرت

چند روزی آقای من را نگرانی فراگرفته بود و هرآنکس که بدو می رسید احوال خود را از وی پوشیده می گرفت. آقای من چند روزی را با حالتی آمیخته با دربه دری در محافل دگران پلاس می بودی و می را به اشتراک با دگران نوشیدن می نمود. یک روز را با بانو دومیلو [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مکاشفات آقای من 2

آقای من را فرشته ای نازل گردید که همانا ای آقای من، بخوان! آقای من فرشته را مبهوت می نگریست که فرشته از همانجا به فریاد آمد که بخوان. آقای من پرسید چه چیز را و در همان دم کاغذی در دستانش حلول کرد و او خواند. خواند که « ای آقای من مکاشفتی که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.