من را مادرم یا پدرم محمد خواند محمد حسین! شایدم به پیشنهاد پدربزرگم بوده شایدم مادر بزرگم! اما اولین کتیبه ای که از من در کمد پدربزرگ گرام بر پشت قرآنی حک گردیده حاکی از آن است که نامم را محمد حسین قرار داده اند. که البته تا مدت های مدیدی گمان بر این می بردم که نامم حسین است و لاغیر اما به محض ورود به مکتب خانه میرزا محمود کتابچی و پس از قرایت نام مکشوف به این کشف شگرف شدم که نامم محمد حسین است.گوید که از زمان یکی از شاهان مخدوش بوده که مقوله ای در لوای سه جلد پا در جیب ملت نهاد و هرکسی را از باب انحصار فردی نام فامیلی به جای نام پدرش گماردند از همین باب بود که بر چه پایه و اساسی نام فامیل را افیونی گماردند تا نسل های متمادی از کلیه رسانه های داخلی و فرنگی دریابند که یا دین افیون ملت هاست و یافلان ماده افیونی را در فلان حجره به کشف رسانیده اند. و از آنجایی که فامیل را موروثی گذاردندی فامیل من نیز به افیونی گروید. البته شایان ذکر است که تنها قید من شامل متعلق البه دود است و همین بس. زادروزم را در برخی از نسخ آورده اند که به مورخه یازدهم شهریور ماه یک هزار و سیصد و اندیست که تا سالی پیش بر همین نسخه استناد می شد اما به ناگاه و پس از کشف آن قرآن گنجه پدربزرگ گرام زادروزم به روز یازدهم مهر ماه نزول نمودی و خدا را شاکرم که یک ماهی را بر عمر من بخشاد. به سال یک هزار سیصد و هشتاد و پنج به کلونی دانشجویان پیوستندی و در دیار خود مشغول به کسب دروس فروع و خروج علوم مختلف گشتم که فرنگیان منحطط یا منحتط آن را کامپیوتر نامیدند.
. در همین حال من محمد حسین افیونی از دیار اصفهان گوشه ای از سایت دانشگاه شیخ بهایی متحیر العقول از کار مردم در نقطه ای که دوربین های دانشگاه از دید آن به دور است نشسته ام و به های بای ها و اسمارتیز های بانوی کناریم ناخنک می زنم. باشد که عبرت سایرین گردیم.
محمد حسین افیونی
۲۹/۱/۱۳۸۹
جای حافظ خالی نیست ببینه مردی از دیار اصفهان وبزرگ شده دارالسلام چگونه قلم بر میدارد و به این زیبایی سخن می گشاید.
البته منظورم، ((جاش خالیه)) اشتباه تایپیه
بزرگ شده دارالسلام … :پی